وبلاگ خبری صدرا : پس از کش و قوس های فراوان فریدون جیرانی از «برنامه هفت» رفت تا محمود گبرلو بر تخت اجرای این برنامه سینمایی تلویزیون تکیه زند و اداره مهمترین و تاثیرگذارترین برنامه سینمایی رسانه ملی را به عهده بگیرد.
محمود گبرلو در محافل روزنامه نگاری چهره شناخته شده محسوب می شود که بیشتر او را در زمان فعالیت در روزنامه رسالت می شناسند. او در کنار فعالیت های روزنامه نگاری به فعالیت های هنری پرداخته و خود را به عنوان یک منتقد سینمایی معرفی کرده است. سینمایی ها او را یک اداره کننده خوب برنامه ها می شناسند تا یک منتقد کارکشته اما او در سالهای اخیر با اجراهایش فضای مطلوبی را برای سینمایی ها ایجاد کرده است...
ادامه مطلب
وبلاگ خبری صدرا : سریال "پشت کوهای بلند" که معرف حضورتون هست، همین سریال طنزی که بعضی ها می گویند که ادامه سریال شیرین "روزی روزگاری" است. این سریال از یک کلمه دو پهلو استفاده کرده که حکایت دیگری دارد.
«پشت کو» اصطلاحی قدیمی است که در میان روستاییان رایج بوده و مردم ایران زمین در گذشته نه چندان دور این اصطلاح عامیانه را به کسانی اطلاق می کردند که دارای فرهنگ عقب مانده بوده اند. روستاییان قدیم، افراد دور مانده از دیگر مردمان و فاقد ادبیات و زبان را "پشت کویی" می گفتند.
در حقیقت عوامل مجموعه تلویزیونی «پشت کوهای بلند» از صنعت تلمیح برای نام این سریال استفاده کرده اند تا به صورت دو پهلو از دو اصطلاح بهره بگیرند.
مجموعه تلویزیونی پشت کوهای بلند - امراله احمدجو - محمود پاک نیت - شبکه سوم سیما - روزی روزگاری - نسیم بیک - بسیم بیک -
وبلاگ خبری صدرا : مدیران رده بالای رسانه ملی در برنامه چهارشنبه گذشته «پارک ملت» دور هم جمع شدند تا درباره جشنواره تلويزيوني جامجم حرف بزنند که با اعتراف جالب یکی از مدیران رده بالای این سازمان همراه شد.
مهدی فرجی مدیر شبکه سه در پاسخ محمدرضا شهیدی فر مجری «پارک ملت» که از انتقاد برخی رسانه ها درباره پخش فیلم های ضد ایرانی و ضد اسلامی در تلویزیون سوال می کرد، خیلی صریح گفت: "درست است که برخی از فیلم های پخش شده در تلویزیون علیه ما ساخته شده اند اما این فیلمی که آنها ساخته اند و این فیلمی که ما پخش می کنیم با هم متفاوت است." فرجی ادامه داد: " ما ابزاری داریم به نام سانسور که می توانیم داستان فیلم را تغییر دهیم!"
خنده حاضرین در این برنامه زنده تلویزیونی از جمله پورمحمدی و پورحسین به این فضا لطافتی داد اما یقینا این افاضات مهدی فرجی تمام شده نخواهد بود و ممکن است دردسرهایی برای آقای مدیر داشته باشد.
وبلاگ خبری صدرا : شش بچه شیر، دو روباه، یک کرکس، یک میمون بیچاره جمع حیواناتی هستند که تنها در دو هفته اخیر در شهر بی دروپیکرمان تهران یافت شده اند که آمار خیره کننده و البته نگران کننده ای است. چرا که بیش از این علاوه بر گربه، کلاغ، یاکریم، کفترچایی و گنجشک که همگی اهلی محسوب می شوند، در سال های اخیر و بلکه در چند دهه اخیر تنها مار و شاید سوسمار مورد رویت شهروندان تهرانی شده بود و از حیوانات وحشی خبری نبود. آنهم حیواناتی که اساسا در ایران سابقه زیست ندارند. شیر از دشت های پهناور آفریقا و میمون از مناطق استوایی که هزاران کیلومتر با ما فاصله دارند، به شکل غیرقانونی آورده شده اند. روباه هم که گهگاه در اطراف تهران دیده می شود، جرات ظاهرشدن در شهر را ندارد.
حدس شما چیست؟ این حیوانات از منزل یک نگهدارنده حیوانات فراری شده اند، هر یک به یک سوی شهر رفته اند؟ چند بچه شیر به جنگل لویزان، یک میمون به مولوی، یک کرکس به خیابان ری(که این یکی یقینا می توانسته) و یک روباه به غرب تهران نقل مکان کرده؟
یا شاید اصلا اتفاقی بوده که در این دو هفته رخ داده و این حیوانات بی زبان هیچ هماهنگی زمانی برای فرار باهم نداشته اند و هریک جداگانه نقش گریز از دست صاحبان جلاد خود را داشته اند؟
...و دست آخر یک بیمار روانی که از فرط بی کاری به دنبال یک تفریح پرهزینه و پردردسر است؟
اگر گزینه آخر مورد نظر شماست من نه چیزی می دانم و نه حدسی می زنم، باید آقایان پیگیر ماجرا شوند و آقای قمارباز حیله گر رو بیابند... فقط خواهشا پای نهادهای امنیتی به موضوع باز نشود که کار بیخ پیدا می کند!
از من نشنیده بگیرید، طرف بی خیال، من هم بی خیال، شما هم بی خیال شوید! من هم دراین باره کلا دایورتم، چون اصلا از چیزی خبر ندارم...
راستی از پرونده اختلاس سه هزار میلیاردی چه خبر؟!
اشاره:
1-یک روباه هم در اطراف منطقه کهف الشهدای ولنجک مشاهده شده که شاید بزودی به دام بیافتد...
2-این قصه سر دراز دارد!
3- این مطلب نخ نیست و صرفا در حد سرکاری است!
اخبار مرتبط:
پیدا شدن یک بچه شیر در تهران
تعیین تکلیف 5 بچه شیر پیدا شده در تهران در انتظار رأی قاضی
جزئيات پرونده پيدا شدن7 شير درتهران
صید یک میمون در تهران
شناسایی عوامل رهاسازی شیرها در تهران
وبلاگ خبری صدرا : حرکت جدید کمیته فیلترینگ چند وقتی است عجیب اذیتم کرده، تصمیم داشتم طوری این بحث رو رسانه ای کنم که شاید این کمیته از این حرکت ناشیانه و سلیقه ای دست بردارند...
جریان از این قرار است که بر روی صفحه ای که برای نشان دادن فیلتر بودن یک سایت باز می شود عکسی را به تصویر کشیده شده که از ارزشی ترین عکس هاست. مشخص نیست آقایان بر اساس نظر کدام کارشناس و کدام نظرسنجی کار می کنند... این عکس وقتی به نمایش درمی آید که کاربر اینترنتی سایت غیرمجاز را باز می کند و با این صفحه مواجه می شود.
سوال اینجاست واکنش کاربران در زمان فیلتر شدن سایت مورد علاقه خود چیست و چه واکنشی به عکس جایگزین خواهند داشت؟
روان شناسان می گویند: تصاویر و صداهای زمان عصبانیت در انسان به شکل منفور و غیرقابل قبول متبلور شده و نه تنها گیرایی انسان مختل می شود بلکه ممکن است در دراز مدت نیز بر این تصاویر و صداها اثر منفی نشان دهند.
روز جمعه اما فرصت دست داد تا از پنجمین نمایشگاه رسانه های دیجیتال در مصلی تهران دیدن کنم، در بدو ورود چشمم به همان عکس مشهور کمیته فیلترینگ افتاد و در غرفه «سایت پیوندها» اولین دکان(!) این نمایشگاه، حسابی از خجالت مسئولان این دوستان درآمدم!
جالب است که دوستان این غرفه ابتدا منکر چنین عکسی در فیلتر سایت شدند و وقتی هم که قبول کردند برخی مواقع صفحه فیلترینگ با این عکس بالا می آید سرسختانه و به دور از نرمشی از این حرکت دفاع کردند.
صرف نظر از نیت اعضای این کمیته در استفاده از عکسی ارزشی در چنین نقطه ای که باید کاربر را به شکل غیرمعمول نهی از منکر کرد جالب است عکسی از قبور چهار ائمه بقیع(علیهم السلام) را به نمایش درآورد؟
راستی! چندان بی راه نیست که از غربت چهار گل مظلوم بقیع (علیهم السلام) سخن ها به میان می آید... چرا که دوستان هم حرکات خلاقانه بسیار دارند!
وبلاگ خبری صدرا : برهان الدین ربانی در حالی روز سه شنبه هدف کینه توزی طالبان قرار گرفت که در زمان ریاست جمهوری وی در افغانستان در سال 1996 رژیم طالبان به قدرت رسید. کشور افغانستان پس از عقب نشینی ارتش شوروی از افغانستان در سال 90 میلادی، طی تفاهم نامه ای مابین گروه های جهادی این کشور معین شد تا به صورت دوره ای چند شخصیت مطرح این گروه ها به عنوان رئیس جمهور مشخص شود. در اولین دوره برهان الدین ربانی از جمعیت اسلامی افغانستان به ریاست جمهوری رسید و قرار شد پس از مهلت تعیین شده نیز از قدرت کنار رود.
این تفاهم نامه در حالی که می رفت این کشور را به ثبات و پایداری برساند، با عدم کناره گیری برهان الدین ربانی اولین منتخب این تفاهم نامه زمینه اختلاف در بین دولتمردان و سیاستمداران افغانستان را ایجاد کرد. این اختلافات در سال 1996 زمینه قدرتمند شدن طالبان را فراهم کرد که منجر به سرنگونی دولت افغالنستان شد. این در حالی است که گروه کوچک طالبان که در زمان اشغال توسط آمریکا پشتیبانی و هدایت می شد هرگز در میان گروه های جهادی این کشور وجاهتی قابل توجه ای نیافت.
ربانی که از وی به عنوان نزدیک ترین شخصیت به ایران یاد می شد، پس از پایان مدت ریاست جمهوری با بهانه های مختلف از واگذاری جایگاه خود امتناع کرد و میانجی گری ایران هم راه به جایی نبرد تا اینکه حکومت طالبان از ایجاد اختلاف مابین هشت گروه جهادی نزدیک به ایران و یازده گروه تحت حمایت عربستان و پاکستان نهایت استفاده را کرده و به سرعت بر این کشور جنگ زده مسلط شد. رژیمی که پس از رنج و مرارت های فراوان بر مردم فقیر این کشور پس از رخداد یازدهم سپتامبر و اشغال افغانستان سرنگون شد. ربانی در طول پانزده سال اخیر هرگز دلیل منطقی امتناع خود از قدرت را اعلام نکرد.
وبلاگ خبری صدرا : پس از مدت ها یک تیزر خوب از رسانه ملی پخش شد که حسابی شعف گرفتیم! این تیزر بانک تات هر شب از شبکه های صداوسیما پخش می شود...
راننده تاکسی پشت فرمان منتظر مسافر است، مسافر می آید و می خواهد به بانک تات برود، راننده تاکسی می گوید: چرا بانک تات! به بانک ملی مقابل بروید. چرا که بانک ملی هم کار بانک تات را انجام می دهد. وقتی مسافر در حال پیاده شدن است، راننده می گوید: پس کرایه ما چه می شود؟ مسافر با تعجب می گوید: آقا، دست بردار!
مسافر دوم یک خانم است، باز همان دیالوگ را می گوید: بانک تات لطفا. راننده این بار با حرکات چشم شیطنتش می گیرد... این جا، تیزر کات می شود.
به این می گویند یک تبلیغ کوتاه و خوب و بدون دردسر که در طرفه العینی در ذهن جا می گیرد.
وبلاگ خبری صدرا : این جمله آشنا را سرورم اسفندیار رحیم مشایی فرمودند که ابتدا تصور می شود از جمله مشهور رهبر انقلاب در دهه هفتاد الهام گرفته است:
«ایران را در همه جای دنیا با نام احمدی نژاد می شناسند» چه کسی گفته این جمله با جمله «این انقلاب بی نام خمینی (ره) در هیچ جای جهان شناخته شده نیست» دارد؟
اول اینکه احمدی نژاد جای امام خمینی نشسته است، دوم اینکه در جمله اول «ایران» منظور است یعنی با دنیا با احمدی نژاد یاد انقلاب نمی افتد اما جمله دوم «انقلاب» مورد اشاره است و سوم اینکه گویندگان این دو سخن متفاوت هستند...
مهم تر از همه اینکه هم، نوع جمله اول با نوع جمله دوم است که خیلی با هم فرق دارند!
